در ادامه آن‌چه پیش‌تر نوشتم، نتایج اعتراضات سیاسی – اجتماعی اخیر – مانند تمامی جنبش‌های مردمی، مدنی، از پایین و بدون بازوی سیاسی در ساختار حکومت- محدود به موارد زیر است:

  1. جلوگیری در برنگشتن فضا به دوران رخوت و رکود قبل از خرداد 88- که تقریبا از انتخابات دور دوم شورای شهر شروع شد- و نداوم میل و اشتیاق به پیگری مطالبات سیاسی
  2. زنده‌ نگاه‌داشتن فضای سیاسی و رسانه‌ای که منجر به تولید مفاهیم، گفتمان و محتوی غنی‌تر خواهدشد،
  3. تسریع و تعمیق‌ِ توزیع اطلاعات و آگاهی‌
  4. عیان شدن ویژگی‌ها و ابعاد نهان ساختار سیاسی حاکم
  5. قطبی شدن میدان سیاست‌ورزی و الزام همگی به تعیین موقعیت

شاید بتوان به موارد بالا خطوط دیگری هم اضافه کرد اما قطعَن تعیین سرنوشت نظام سیاسی حاکم و تغییر ماهیت و مبنای روش‌های برخورد با مطالبات دمکراسی‌خاهانه جز آن نخاهند بود.

مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده و بازیگر سرنوشت ساز نقش نیروهای خارجی است. این اعتراضات در جلوگیری از بازگشت اوضاع به دوران خمودگی و یاس حرکت‌های آزادی/دمکراسی‌خاهانه و زنده‌نگاه‌داشتن فضای سیاسی و رسانه‌ای موثر است. اما سرنوشت جای دیگر رقم خاهد خورد. و آن جایی است که هزینه‌های گران‌تری پرداخت شود. در ماه‌های گذشته فشارها دیپلماتیک و ایستادگی متحد، یکپارچه و قاطع اتحادیه اروپا منجر به آزادی تبعه‌های اروپایی شد. در ادامه نیز نقش نیروی خارجی است که ممکن هر تغییری – عقب نشینی‌های عجیب تا حد قربانی شدن الفنون و یا تغییراتی وسیع‌تر – را منجر شود.

نقش مهم و موثر چگونگی برخورد جامعه جهانی و چنان‌که گفتم رویکرد تعیین‌کننده آمریکا، به خوبی توسط سران جمهوری اسلامی درک شده‌است. ملاقات امروز نماینگان کشورهای 5 + 1 با ایران و دیدار جلیلی با برنز و نیز گفتگوهای متکی، نشان داد که جمهوری اسلامی با دیگر به نیکی از ابزار دیپلماتیک خود در حال بهره‌برداری است و نیز در شرایط سخت داخلی ناشی از حوادث انتخابات، از تاثیر تعیین‌کننده‌ی آمریکا در تعیین سرنوشت آگاه است.

چه زمان در میان مخافان و اپوزسیون رشد‌نیافته، درک شرایط جدید سیاست‌گذاری دولت‌ها و چگونگی تحلیل بازی‌های دیپلماتیک و احیانن تدبیر‌اندیشی و مقابله‌ با آن‌ها، ممکن شود معلوم نیست. اما تا آن زمان قطعا ساده‌دلانی مشغول یادداشت‌برداری از تاکتیک‌های حماقت‌باری هستند که آن‌ها را به دنبال تلفن‌های سکه‌ای-برای کلافه‌کردن ماموران-، برنج محسن –برای نخریدن- و جنبش اتو‌ها می فرستند.

×××

نقدی بر این نوشته از این‌جا:

اشکان:

شما تغییر رفتار و ساختار در گفتمان سیاسی را امری غیر-دترمینیستی میدانید. مسئله اینست که این بیداری اجتماعی (آنطور که علاقه دارم آنرا بنامم) شکل یافته و در یک لانگ-ران این بیداری اجتماعی مسیر حرکت تاریخ را رقم خواهد زد. از این رو مناسبات دیپلماتیک نقشی جزئی (هرچند به هر حال تاثیرگذار) در روند گذار به دموکراسی بازی میکنند. واقعیت اینست که به همین دلیل نمیتوان جنبش اتو و امثالهم را تاکتیک حماقت-بار نامید. اما در کوتاه مدت هم صحبت شما جای نقد دارد. چه این جنبش در کلیت جنبشی غیر-متشکل است که حول مسائلی بسیار ساده از جمله آزادی‌های مدنی شکل گرفته. این جنبش بدون اینکه رهبری (به هر نوع و مفهوم آن) چه به لحاظ ساختار سیاسی و چه به لحاظ اعتقادی داشته باشد از موجودیت خود دفاع خواهد کرد. توجه میکنید که دفاع خواهد کرد و نه اینکه بگویم باید دفاع کنیم. این سیستم به صورت طبیعی آموخته چطور باید از موجودیتش دفاع کند و از این رو تاکتیکهای حماقت-بار ظاهرا تنها مسیر صحیحی است که جنبش آنها را دنبال میکند. هرگونه نسخه-پیچی برای این جنبش به خطاست. نهایتا شما میتوانید در این بیداری اجتماعی سهیم باشید، به هر نحوی که میخواهید و میتوانید. بعلاوه این اهرم فشار در جهت گذار به دموکراسی که شما از آن نام میبرید (به طور مشخص فشار جامعه‌ی بین‌المللی)، بازی‌های سیاسی و تکنوکراتهایی که این سیاست‌ها را پیش میبرند خود آلوده به فاسد ترین نوع لیبرالیسم هستند که به این ترتیب لزوما این گفتمان مطالبات شما را پیگیر نخواهد بود و در این میان شما هم ابزاری برای اعمال قدرت ندارید. گفتمانی که شما از آن به عنوان پلی برای رسیدن به ساختی دموکراتیک یاد میکنید چیزی نیست به جز روابط بورژوا-کمپرادوری میان ساخت قدرت کنونی (که ممکن است به دنبال منافع اقتصادی هم باشد) و سرمایه-دارانی است که هدف نهایی آنها مشخص است. به نظر من دید شما به ابزارهای دیپلماتیک مبلغی خوشبینانه و رمانتیک است. اگر امیدی هم باشد باید آنرا در بیداری گسترده اجتماعی جست و نقش ابزارهای دیپلماتیک هم در تاثیر آنها بر همین بیداری اجتماعی است که اهمیت پیدا میکند -