You are currently browsing the monthly archive for سپتامبر 2009.
مروری بر روزهای اخیر
در رویارویی و نبرد با چالشها اغلب [تلاش برایِ] تحلیل – و حتی تماشای – دقیق و واقعبینانهی اوضاع بیشتر از نصفِ راهِ عملی برای مقابله و تغییر شرایط است.
- واکنشهای حاکمیت و روند برخوردها نشان میدهد که اینبار به مرور گذشت زمان اگر از عطش و توان مردم مخالف و معترض کم شده باشد، از میل و رغبت حکومت برای اعمال قدرت و استفاده از روشهای سخت و قاطعانه چیزی کم نشده است. عملن نه تنها تلاش واضحی برای تلطیف فضا نشده بلکه حلقه مقربان هر لحظه تنگتر شده و هیچچیز جلودار نیست. درک صحیح حکومت از توقفناپذیری هر پیشرویِ روندهای دمکراسی شدن، دریافت درست جنس اعتراضات اخیر توسط حاکمان منجر به ادامه سرکوبها شده است. جمهوری اسلامی به درستی معنای متفاوت اعتراضات پس از انتخابات را فهمیده است. اعتراضات وسیع به انتخابات ریاست جمهوری دهم پایگاهاش در میان مردم قشر متوسط، تحصیلکرده و برخورداری واقع شده که توان مناسب تکثیر و انسجام، قابلیت کارایی برای توزیع اطلاعات و به کارگیری رسانههای موجود دارند. این مهمترین تفاوتهای اعتراضهایی است که در سه ماه گذشته با تمام تهدیدها و اعمال خشونتها، آرام نشده است. جمهوری اسلامی به درستی این جنس متفاوت را فهمیده و به عواقب هر گامی که به پس خاهد گذاشت آگاه است.
- بنای شکافی که در مناظره احمدینژاد و موسوی گذاشته شد، فضای سیاسی کشور را به کلی دگرگون ساخت. بسیاری بر اساس همین تحلیل و با این استدلال که شکل گیری فضای سیاسی درون نظام بعد از مناظره احمدینژاد دیگر با حضور او میسر نیست بر وجود تصمیمی قطعی بر گزینش موسوی اعتقاد داشتند. بر همین اساس هماکنون مهمترین بروز تحلیلی که نظام برای انتخابات دهم داشت را باید از مناظره احمدنژاد و موسوی دانست. چنین تغییر سریع و شدیدی[!] در استراتژی جمهوری اسلامی، نخواهد گذاشت که آتش اعتراضهای معترضان به آسانی خاموش شود.
- راهبرد کروبی استفاده از ابزارهایی است که توان ایجاد موجهای تبلیغاتی وسیع دارند. تلاش حکومت در قالب توقیف دفتر کار و دستگیری نزدیکان کروبی و گزارشهای توجیهگر و گاه مضحک تلویزیون – در حدِ کمدی دوخت و دوز مقعد- اگر در راستای اهداف کروبی به رسوایی بیشتر منجر نشده باشد، کمکی هم به کسب اعتبار و مشروعیت نکرده است. استراتژی افشاگری و نیز در معرض برخورد قراردادن خود از سوی کروبی با افزایش هزینههای فرونشاندن شعلههای اعتراضات خاهد انجامید. در ادامه این تحلیل که: اگر قرار است در نهایت شورشها و اعتراضهای اخیر زمانی خاموش و سرکوب شوند – که چنین قصدی با تمام قوا وجود دارد و ارادهای هم برای تلطیف اوضاع یا دست کم کاهش شتاب و شدت برخوردها نیست- به جای آنکه اجازه داده شود با یک سخنرانی یا چند نمایش روند سرکوب به نتیجه برسد باید هزینههای این برخورد را تا جایی که ممکن است افزایش داد- حتی به قیمت فراهم آوردن زمینههای بازداشت یکی از دو کاندیدای اصلاحطلب-
دیگر باید ایمان بیاوریم که “جنبشِ سبزِ ما اینک بدون نامِ “فیسبوک”، “توییتر”، “فرندفید” و دیگر محصولهای تولید محتوی مجازی، در هیچکجای جهان شناخته شده نیست!”
استفاده از راهپیماییِ روز قدس برای حضور معترضان در خیابانها، آخرین ابتکاری بود که در دنیای وب پرورانده و تبلیغ شد. پیش از این بسیار گفته میشد که فضای مجازی اینترنت با دنیای واقعی ایران تفاوت بسیاری دارد. دسترسی مردم به اینترنت محدود است و نمیتوان به اثرگذاری ناچیز این رسانه بر جامعه امید بست. حال آن که توان تولیدهای اینترنتی معترضان و هماهنگی و همکاری آنان از طریق شبکههای اجتماعی مجازی در جهت شکل دهی اوضاع، ایجاد موج رسانهای، همگرایی گروههای مختلف، پرکردن خلا وحشتناک اطلاعرسانی در کشور و دوری اجباری خبرنگاران رسانههای بینالمللی به حدی غیرقابل انکار بوده است که معلوم نیست حرکتهای اعتراضی اخیر بدون بهرهبرداری از وسیلههای کارآمد فضای وب و ابزارهای اشتراک محتوی، چه سمت و سوی نامیدکننده و حتی منحرفی پیدا میکردند.
حتی اگر محدودیتهای تاثیر اینترنت بر جامعه را بپذیریم – که با توجه به تنگناهای آموزشی، فرهنگی و نیز تکنیکی یقینَن وجود دارند- چون حوزهی اثر آن مردمِ جوان، دانشجو، تحصیلکرده، برخوردار و مرفه است، تولیدهای این رسانه به سبب قابلیت توزیع سریع و وسیع منجر به حرکتهایی با بازتابهای درخور توجه جهانی شدهاند. ماهیت روشهای اعتراضات اجتماعی و تجربهی تاریخی نشان دادهاست که از فعالیتهای صرفَن مردمی، از پایین و مدنی – خالی از خشونت و اعمال زور- و بدون همراهی عاملی در درون ساختار قدرت یا گزینههای واجد قدرت سیاسی، نمیتوان انتظاری بیشتر از ایجاد موجهای رسانهای، توزیع اطلاعات برای مخاطبان داخلی و خارجی و تداوم امید، اشتیاق و همگرایی جمعی برای پیگیری مطالبات، مدنظر داشت. لذا همین قدر و اندازه از اثرگذاری وب بر راه، منش و کارکرد جنبش اخیر، کافی، ارزشمند و تاریخی است.

