نهاد‌های تصمیم‌گیری و اجرایی نباید در دست کسانی‌ باشد که در جهت نابودی منابع ملی حرکت می‌کنند. برای ما به حداقل رساندن تیره‌روزی‌ها هدف است، حتی یک قدم. از هم‌اکنون و با قدرت باید مهیای انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 شد. باید تلاش برای رسیدن به کاندید مقبول و محبوب که بتوان او را تبلیغ نمود و مدافعش شد، شروع شود. روشنفکران، روزنامه‌نگاران و هنرمندان خواب‌زده که دقیقه‌ي نود به میدان می‌آیند، باید هر چه سریع‌تر دست به کار شوند.

1. خاتمی‌ به هیچ وجه گزینه‌ی خوبی برای نامزدی نیست. نه فقط به این دلیل که امکان رای نیاوردن‌اش وجود دارد، نه فقط چون تکراری است و جذابیت انتخاباتی ندارد، بلکه تنها به این دلیل که ما به خاتمی نیاز داریم. او باید همچنان بدون شکست بماند و نباید شکست بخورد.
2. حریف را نباید دست کم گرفت و صورت مساله را اینگونه [+] آسان گرفت. احمدی‌نژاد با سیاست ورزی بیگانه بوده و هست، اما عوام‌سالاری و ابزارش را به خوبی می‌شناسد. بازی‌ها و استراتژی‌هایش برای جمع کردن رای – که باسفرهای استانی فردای انتخابات آغاز شد- در این یک‌ سالِ باقی‌مانده تماشایی خواهد بود.
3. مطمئن نباشیم که مردم حنبه‌های مخرب سیاست‌های اقتصادی احمدی‌نژاد را به راحتیِ کارشناسان اقتصادی تحلیل می‌کنند. برای منی که دوران تبلیغات انتخابات سال 8 و روز رای‌گیری را در جزیره‌ای دور افتاده و سال‌های پس از آن را در مناطق محروم رندگی و کار کرده‌ام، محبوبیت و امید مردم به ثمردهیِ طرح‌هایی چون سهام عدالت، خانه‌های نود و نه ساله و تسهیلات بانکی ارزان و فراوان، روشن و مسلم است. این را بگذارید کنار مخالفت‌های فراوان جبهه مقابل احمدی‌نژاد، با طرح‌هایی که مردم رویشان حساب کرده‌اند و زندگی‌شان به سرانجام آن‌ها گره‌ زده‌اند. حال اگر این امید‌های منتظر بپرسند ما چه طرحی برای تغییر اوضاع داریم، بدیهی است که جوابمان به اندازه‌ی احمدی‌نژاد دست به نقد نخواهد بود.
4. هم‌چنان که نباید احمدی‌نژاد را ضعیف شمرد، از تحریمی‌ها هم نباید غافل شد. هر چند معتقدم مشکل‌ ما راضی کردن تحریمی‌ها نیست و باید با مردمِ امید‌ بسته به سهام عدالت، سخن بگوییم. اما یادمان نرود که تحریمی‌ها در طبقه مرجع حامعه قراردارند: دانشجویان، روزنامه‌نگاران، و اقشار مرفه، تخصیل‌کرده، فرهنگی و هنری. اینان می‌توانند در به وجود آمدن موج سیاسی در جامعه تاثیرگذار باشند. – چنان‌که در دوم خرداد 76 روی داد.- باید برای به صحنه آوردن این جمع تلاش کرد. هر چند بازیگران اصلی انتخابات نباشند.
5. نباید به پیروزی در این انتخابات امیدوار بود. ما نه‌تنها از پیش‌برنده نیستیم، بلکه بخت‌مان برای بردن انتخابات از آن‌چه فکر می‌کنیم، کمتر است.