You are currently browsing the monthly archive for می 2003.
در راستای پیش بینی های اخیر دوستان در مورد آینده ی پیش روی ، بگذارید ما هم ، نظرمان را ، بیان کنیم.
(سنگ مفت و گنجشک هم مفت ، می گوییم بینیم چه می شود دیگر ، چه کسی یادش می ماند!)
یک) وقوع جنگ میان ایران و آمریکا تا تابستان سال آینده و سروسامان یافتن نسبی ِ پرونده ی صلح خاورمیانه و اوضاع داخلی عراق و نیر انتخابات ریاست جمهوری ، کاملا منتفی ست.
دو) پس از سقوط صدام برای تمامی دولت های منطقه ثابت شده است که برای اجتناب از درگیری با آمریکا و سقوط زودهنگام ، روابط نزدیک و مستحکم و تامین منافع هیچ کشور و قدرتی جز آمریکا ، موثر نخواهد بود. لذا در این مدت، آمریکا به بهترین نحو از فضا ی رعب و وحشت ایجاد شده پس ازجنگ دوم خلیج فارس ، درمیان حاکمان منطقه ، سود خواهد برد و آنان را در تعلیقی زجرآور ، میان امید و ترس ، معلق و پا درهوا نگاه خواهد داشت. در نتیجه دولت ایران در سیاست خارجی بسیار محتاط و حتی منفعل عمل خواهد نمود. در موضع گیری هایش در مورد صلح خاورمیانه ، محافظه کاری بسیار به خرج خواهد داد ، مرزهایش با افغانستان را به شدت کنترل خواهد کرد وبرای نشان دادن حسن نیت، در ماه های آینده تعداد قابل توجهی از افراد مشکوک به همکاری با القاعده را تحویل مقاماتِ اغلب اروپایی خواهد داد. پیشرفت ساخت تاسیسات اتمی به طرز محسوسی کُند خواهد شد و معاهده ی الحاقی منع گسترش تسبیحات هسته ای در مجلس به تصویب خواهد رسید. تا آن زمان دولت جدید عراق سر کار خواهد آمد و ایران با کمترین تاخیری آن را به رسمیت خواهد شناخت.
سه) در داخل نیز تا آن زمان ، مجلس از برخی عناصر مزاحم پاک خواهد شد ولی هرگز به یکپارچگی مجلس پنجم در نخواهد آمد ، بلکه اکثریتی از افراد خنثی و مستقل – حداقل در ظاهر- آن را پر می کنند که نقش چندان محسوسی در معادلات ، حتی در تقابل با دولت ، نخواهد داشت.
چهار) دور جدیدی از بگیر و ببند شروع نخواهد شد . از گشودن پرونده ها و موضوعات جدید سیاسی و حساسیت برانگیز تا حد ممکن جلوگیری خواهد شد ولی وضع مطبوعات ، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و نیز زندانیان دانشجو و مطبوعاتی بهبود چشم گیری نمی یابد و با آنان به همین رویه فعلی رفتار خواهد شد و در عین حال که زندان ها تا حد ممکن از چهره های سیاسی – مطبوعاتی ، خالی خواهد ماند ولی در عوض سرنوشت هر یک از چهره های سیاسی با پرونده ای گشوده ، در دادگاه ها گره خواهد خورد. چرا که در صورت وقوع ِ گشایشِ چشم گیر در فضای داخلی نه تنها بر امنیت و اقتدارنظام افزوده نمی شود ، بلکه احتمال شورش و ناپایداری از درون افزایش خواهد یافت. ضمن اینکه در نهایت هیچ یک از این اقدامات در مهارِ بحران ِبن بست سیاسی جمهوری اسلامی کارگر نخواهد افتاد.
پنج) اگر تا پایان سال آینده ی میلادی ترتیبات فعلی چندان تغییری نکند ، و تهدیدات آمریکاییان با شدت و ضعف همچنان رویِ ایران متمرکز بماند و مساله ایران در دولت بعدی بوش پی گیری شود، بحث جنگ از اوایل سال 2005 رسما در دستور کار قرار خواهد گرفت و در اواسط همین سال – تابستان یاپاییز ِ84- به فعلیت خواهد رسید. با پاکسازی نسبی دولت و مجلس تا آن زمان ، حاکمیت در بدترین وضع به لحاظ مشروعیت و مقبولیت داخلی قرار خواهد داشت.
سطحی نگری ست اگر حضور اصلاح طلبان در قدرت را – ولو کم تحرک و اثر- کم اهمیت و بی خاصیت بدانیم . اگر آنان حتی نتوانند یک گام به جلو بردارند ، حداقل نقش سَلبی خواهند داشت و از بکارگیری اهرم های در اختیارشان ، برای وارد آوردن فشار بیشتر جلوگیری می کنند. از این روست که من مادامی که به الگوی بدیلی برای برون رفت از بن بست نرسم ،از هر تلاشی برای نگاه داشتن – وفقط نگاه داشتن – نهاد های تحت کنترل اصلاح طلبان ، در دست آنان پشتیبانی می کنم و ار هم اکنون موافق شرکت گسترده در انتخابات مجلس هفتم هستم.
کارکرد حداقلی اصلاح طلبان در این مناصب، ممکن است به چشم ِ اصولگرایانی که در فضا های آرمانی شان زندگی می کنند ، کوچک و ناچیز بیاید ولی بی گمان سیاست ، میدانِ همه یا هیچ و صفر و یک نیست و در بد ترین و بحرانی ترین شرایط نیز نسبیت ِسیاست ، تعیین کننده و غیر قابل اغماض است.
حاکمیت جمهوری اسلامی ، در این ایام دروضع خاصی قرار گرفته است. از یک سوی برای حفظ اقتدار خود در داخل باید همچنان ژست ایستادگی و پایداری بر اصول بگیرد و آمریکاییان را “مغرورانی احمق “بنامد و از سوی دیگر به شدت نگران از دست رفتن قدرت و ثروت شیرین و البته باد آورده ای ست که در صورت مقابله ی نظامی ، در یک چشم به هم زدن از کف خواهد رفت و به خوبی نیز می دانند که رجز های افرادی چون دکتر عباسی – در گفتگوی چند شب پیش خبر شبکه ی دوم – که لاف می زد که در صورت استفاده از یک دهم نیروی های بسیجی ( هشتصد هزار نفر از جمع هشت میلیون نفر) ایران به جهنمی برای آمریکاییان تبدیل خواهیم کرد، مزخرفی بیش نیست .
لذا دستگاه سیاست خارجی مجبور است در بیرون تصویری به مراتب نرم تر از گردن کلفتی های بوق های رسمی داخلی ، نشان دهد. اکنون که حتی روسیه هم بر ایران برای امضای پیمان الحاقی منع گسترش سلاح های هسته ای فشار وارد آورده است – این پیمان اجازه بازدید سرزده از تمامی تاسیسات هسته ای را به نمایندگان آژانس اتمی می دهد – ونیز با جدی شدن تهدیدات ، کم کم باید شاهد برخی نرمش های موثر ولی نه چندان واضح در تغییر سیاست مقامات ایرانی و برخی امتیاز دادن های پشت پرده و پنهانی آنان باشیم. شاید این گزارش روزنامه ی هاآرتس مبنی بر توقف تمرینات نظامی سپاه پاسداران با خلبانان انتحاری لبنانی و انتقال برخی تجهیزات نظامی سنگین از مرز اسرائیل و لبنان به مناطق شرقی این کشور توسط نیروهای سپاه ، نشانه ای از این انعطاف ها باشد.
چه می کند این گروهک موسوم به دفتر به اصطلاح تحکیم وحدت:
“وقتي در نيم روز نهم اسفند 81 از زبان رهبري نظام، خشم و عصبانيت نسبت به تاييد صلاحيت شده گان ملي مذهبي و نهضت آزادي آشكارا هويدا گرديدانتظار آن مي رفت كه دستگاه قضايي ايشان جواز آن بيابد كه بر تن بيمار و فرتوت پيران و بزرگان ملي مذهبي و نهضت آزادي پس از آن همه آزار و شكنجه در بازداشتها و بازجويي ها ي صورت گرفته سابق، يورشي عظيم بيآغازد و حكمي سنگين صادر كند….
خوب ديوارهاي زندانهايتان را بر افرازيد و بر تعدادشان بيفزاييد و حصارها برا آويزيد تا گنجايشي به اندازه ملت ايران داشته باشد بلكه هوس قدرتتان ارضا گردد تا مبادا كوچكترين مخالفت و انتقادي گوشهاي ناشنواتان را بيازارد و از خواب خرگوشيتان بيدار كند.
كي باشد كه نشئه گيتان از مستي قدرت به پايان رسد .”
قــــومی متـــــــفکرند انـــــدر رَهِ دیـــــن
قـــومی بــه گــــمان فتــــاده در راه یــقین
مـــی ترسم ازآن کـــه بـــانگ آیـــد روزی
کــای بــی خبران راه نه آن ست و نه این
خیام
خاتمي از همه سو در فشار است .اما او تنها کسی خواهد بود که این بازی را ورقی دیگر خواهد زد. کسی که قبلا دست رد به سینه اقتدارگرایان زد اين پتانسيل را دارد که بار دیگر این کار را انجام دهد. از این آقایان کاری ساخته نیست . منتظر آخرین حرکت خاتمی باشیم .
[+]
” آن چه ما ميفهميم اين است كه مسئولان حاكميت بايد صادقانه از مردم در قبال همه یِ قصورها و سوء تدبيرها پوزش خواهند و البته اين عذرخواهي شكست و عقبنشيني از مواضع اصولي نيست، بلكه نشانه یِ فروتني و بزرگواري است. تعظيم به مردم خود سبب جلوگيري از كرنش به بيگانگان ميشود.
اگر جام زهري بايد نوشيد قبل از آنكه كيان نظام و مهم تر از آن، استقلال و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود و بي ترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوي ملت با همان پاداشي مواجه مي شود كه امام عزيزِ راحل روبرو شد. “
نامه ای که مدت ها از آن صحبت می شد و قرار است اتمام حجتی باشد با حجت خدا بر زمین، بالاخره منتشر شد ؛ البته بدون امضای حضرات کروبی و انصاری و محتشمی پور و البته دیگرِ آن پنجاه شصت نفرِ باقی مانده که خرداد هفتاد و هشت در فراکسیون دوم خرداد نام نوشتند. فارغ از سرانجام این اقدام -که استعفا باشد یا رفراندوم یا گزینه ی سومی که پیش از برخی به آن هشدار داده بودند – و نیز فرجام ِآن دو لایحه ، اگر مجلس ششم تنها همین نامه را در کارنامه اش می داشت ، به گمانم کفایت می کرد تا دِین اش را به مردم ایران و رای و اعتمادشان و نیز جنبش دمکراسی خواهی شان،ادا کند.
بهنود دیگر:
جنبش اصلاحات در ايران 21 ميليون سرداشت و الان به نظرم افزون شده است و اين نوميدی و دلسردی که اينک جوانان ماراست ريشه در شناخت دارد و ارزش آن از تمام شادمانی های تاريخی نسل ها که ديديم و فريبی بيش نبود بيشتر است. ندهم چنين غمی را به هزار شادمانی.
این هم از نفت عراق. با تصویت قطعنامه ی پیشنهادی امریکا پس از سیزده سال ، تحریم فروش نفت عراق لغو می شود و کنترل چاه ها ی نفت این کشور عملا به دست آمریکا و انگلیس می افتد.
را موافق فرانسه ، روسیه،چیــن و آلمان نیز از دیگر نتایج مهم این قطعنامه خواهد بود . هر چند نماینده آلمان گفته “علارغم اینکه دولتش با جنگ مخالف بوده اند ولی به هر حال تاریخ را نمی توان به عقب برگرداند و امروز باید به آینده عراق بیاندیشیم “، ولی واضح است که رای مثبت به این قطعنامه ، رسمیت بخشیدن به حضور آمریکا در عراق و حاکمیت این کشور بر مردم عراق و منابع انسانی و اقتصادیشان خواهد بود.
نکته جالب دیگر توجیه نمانیده سوریه در سازمان ملل در مورد عدم حضور در جلسه ی رای گیری شورای امنیت است که به شکل مضحکی گفته چون وقت بررسی قطعنامه را نداشته ، از شرکت در رای گیری امتناع کرده است.
اصلاحات مُرد ؛ زنده باد دمکراسی!
نگاهی به روند شش ساله ی اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران

