You are currently browsing the monthly archive for مارس, 2003.

واضح ترین تغییر پنتاگون دراستراتژی جنگی در نه روزی که از حمله به عراق گذشته است ، با صدو سی هزار نفر نیرو به منطقه روی خواهد داد. صد هزار نفراز این عده را نیرو های آماده به خدمت ارتش و سی هزار نفر از لشگر چهارم پیاده نظام امریکا تشکیل خواهد داد.

برخی اخبار در مطبوعات آمریکایی به اختلاف در وزارت دفاع آمریکا ،بین جناح ژنرال نومن شوارزکف –از فرماندهان جنگ سال 91 که در کنار پاول ار طراحان اصلی استراتژی های عملیاتی بود- و جناح رامسفلد در کمیت نیروهای اعزامی به منطقه اشاره می کنند. بر این اساس رامسفلد و همفکرانش بر این گمان بودند که با همین تعداد اندک نیرو های موجود قادر به شروع و به نتیجه رساندن جنگ خواهند بود حال آنکه جناح شوارزکف معتقد بودند که باید نیروهای به نسبت بیشتری عازم منطقه شوند.

با اتخاذ تصمیم اخیر گمان می رود که طیف اخیر توانست وزیر دفاع امریکا را متقاعد کند که 250هزارنیروی آمریکایی و نیز 45 هزار سرباز انگلیسی فعلی برای ادامه جنگ کافی نبوده است و او را وادار کند تا نیروی تازه نفس خود را از تگزاس، کلورادو و نیز پایگاهی درآلمان برای اعزام به عراق فراخواند.

سی هزار نفر نیروی لشگر چهارم تا آخر هفته به منطقه خواهد رسید ولی انتقال تجهیزات و صد هزار نفر باقیمانده احتمالا زمان بیشتری خواهد گرفت و به مرور منتقل خواهند شد. به این ترتیب میزان نیروهای حاضر در منطقه به میزان پنجاه درصد افزایش خواهد یافت ونیز با اعزام بخش اعظم این نیرو ها به محل های مهم درگیری در عراق ، تعداد نیرو های خط مقدم دو برابرخواهد شد. با جایگزین شدن این نیروها با لشگر سوم پیاده که به دلیل خستگی و نیز تلفات به نسبت زیاد به عقب منتقل می شود ، محاصره ی بغداد ظرف چند روز آینده شروع خواهد شد.

اشتباهات نیروهای انگلیسی و آمریکایی در جنگ اخیر در هدف قرار دادن نیروهای خودی – یا به قول خودشان friendly fire- توجه بسیاری از محافل سیاسی و نظامی – به خصوص در انگلیس- را به خود جلب کرده است. وسعت این تلفات به گونه ای بوده است که از مجموع 24 کشته نیروهای انگلیسی – البته تا صبح دیروز- 18 نفر در حوادث اتفاقی جان خود را از دست دادند. جالب این جاست که بدانیم در جنگ سال 91 نیز از مجموع 148 نفر تلفات نیروهای متحد، 35 نفر آنها- قریب به یک چهارم- توسط نیروهای خودی هدف قرار گرفته بودند.

از همین رو بسیاری از تحلیل گران نظامی در روزهای اخیر نوع تمرین ها و آموزش های نظامی نیروهای عمل کننده در جنگ را مورد سوال قرار داده اند. منتقدان به این نکته اشاره می کنند که سربازان آمریکایی و انگلیسی اساسا برای جنگیدن در قلب دشمن تربیت نشده اند و تمامی آموزش های آنان در شرایط نبرد از پشت خطوط جنگی و به شیوه های کلاسیک بوده است. حال آنکه با وجود مقاومت های اخیر ونیز توفان های شدید شن که حملات وسیع هوایی را محدود می کند ، نیروهای درگیر ، دیگر نمی توانند از ورود به شهر ها – بر خلاف دستورالعمل های اولیه- اجتناب کنند و مجبور به ورود به شهر و نیز درگیری های خیابانی خواهند شد. ضعف نیروهای امریکایی – انگلیسی در چنین نبرد هایی موجب نگرانی هایی در میان تحلیل گران نظامی این دو کشور شده است.

تحلیل گر ایندیپندنت دریادداشتی نکته جالی بیان کرده است : در میان نیروهای غربی تقریبا هیچ یک تجربه ی چنین درگیری هایی ندارند جز اسرائیلیان که تقریبا هر روز نبرد های خیابان به خیابان و کوچه به کوچه را تجربه می کنند ولی یک مشکل باقی می ماند و آن اینکه تاکتیک نظامی های سربازان اسرائیلی در درگیرهای سخت میادین نوار غزه و کرانه ی باختری ، باید بسیار با استراتژی سیاسی نیرو های انگلیسی – آمریکایی که برای « آزاد سازی» عراق آمده اند ، متفاوت باشد!

” اکنون وقت آن است که ما حصارهای موجود با متحدان غربیمان ونیز سازمان ملل را برداریم و به یاد داشته باشیم که ممکن است بدون آنان جنگ را ببریم ولی صلح را نه! “[ forward]

دولت بوش برای تامین هزینه های جنگ عراق درخواست هفتادو پنج میلیارد دلار بودجه کرده است. این رقم هفت برابر تولید ناخالص ملی عراق است.

در حالی که رسانه های دو طرف درگیر جنگ اخبار را له یا علیه یکدیگر پخش می کردند ، اما نباید کشورهای دیگر مثل خود ما آلوده ی جنگ روان رسانه های جنگی شوند. رسانه ی تصویری کشور ما باید همانند سیاست رسمی کشور بی طرفی را رعایت می کرد که این مساله متاسفانه صورت نگرفت.ضعف دیگر اطلاع رسانی کشور ما این بود که صدا و سیما از منابع خبری غیر موثق و دست دو و سه استفاده می کرد که این عمل ، جهت خاصی به اخبار می دهد و حتی قصد داشت که نشان دهد که تبلیغات آمریکایی ها راه به جایی نخواهدبرد.”

محمد سلطانی فر در مصاحبه با ایران

نا همسویی سیاست خارجی رسمی ایران با جهت تبلیغات داخلی اولین بار نیست که در جریان درگیری های بین المللی روی می دهد. درواقع دستگاه دیپلماسی خارجی ایران در تنظیم روابط خود به منافع ملی – فارغ از چگونگی تعریف آنها- توجه می کند ،در حالی که تمام تلاش در داخل بر این است که سیاست ایران را اصولی ، تغییر ناپذیر و مدافع حقوق انسانی و اسلامی نمایش دهند.از این رو جو تبلیغی رسانه های رسمی در ایران با جهت گیری خاص و واضح نسبت به عراق همراه است حال انکه سیاست خارجی اعلام شده توسط مقامات ایرانی بر بی طرفی صرف و محض استوار بوده است. از مقایسه مجموعه جهت گیری های صدا و سیما و اعلامیه های مراجع و نیز راهپیمایی محدود و فرمایشی روز جمعه -که برخلاف روال معمول بعد از نماز جمعه برگزار می شود- با مواضع مقامات رسمی چنین بر می آید که جو تبلیغاتی و پر سر و صدای ایجاد شده بیش از هر چیز برای مصرف داخلی دنبال می شود.

ام القصر به طور کامل در دست نیروهای انگلیسی ست و آنها در حال پاکسازی شهر هستند.نیروهای عراقی در منطقه شمالی ناصریه-شهری در 350 کیلومتری بغداد- سنگر گرفته اند. تقریبا قسمت اعظم شهر در دست نیروهای آمریکایی است. بیش از 4000 نفر نیروی آمریکایی پس از عبور از فرات -که از میان شهر ناصریه می گذرد- ، نیرو های عراقی را به میزان قابل توجهی عقب رانده اند. در منطقه حائل بین دو گروه درگیر دهها جنازه از ساکنین شهر ، بر زمین افتاده است که هنوز نظامی یا غیر نظامی بودن آنان مشخص نیست.

در بصره وضعیت به گونه ای سخت و فرسایشی دنبال می شود. با تنگ شدن حلقه ی محاصره شهر ، و پخش شدن نیروهای ارتش عراق در مناطق مسکونی ، بمباران شهر سخت تر گشته و امکان افزایش تلفات غیر نظامی وجود دارد. هرچند بخشی از شبکه تصفیه آب این شهر که پیش از این از کار افتاده بود ، توسط کمیته جهانی صلیب سرخ تعمیر وبه کار افتاده و نیمی از آب مصرفی بصره تامین شده است،ولی همچنان کمبود شدید دارو، غذا و آب سالم در شهر دو میلیون نفری بصره بیداد می کند . یک کشتی انگلیسی با 230 تن دارو ، غذا و مخزن های آب به زودی در ام القصر پهلو خواهد گرفت. همچنین خبر هایی از بالاگرفتن احساسات ضد صدام و دولت حاکم عراق توسط منابع خبری آمریکایی و انگلیسی و نیز منابع مستقل در شهر بصره – که اکثریت آنرا شیعیان تشکیل می دهند- شنیده شده است. تونی بلر پیش ازسفر به واشنگتن ،در مجلس عوام انگلیس، گفت هنوز زمان حمایت جدی از جنبش های ضد دولتی در عراق فرانرسیده است.

در بغداد ، با مشکل شدن پیشروی زمینی به دلیل طوفان شدید ، بمباران هوایی ونیز شلیک موشک های زمین به زمین ، با شدت ادامه دارد. صبح امروز برخی منابع انگلیسی از رسیدن نیروهای متحد به دروازه بغداد خبر دادند.تلویزیون عراق درحالی تصاویر بازار مخروبه بغداد را نشان داد که مقامات آمریکایی اعلام کرده اند که موشک های هدایت شونده ی آنها به اهداف نظامی در فاصله البته کمتر از 300 پایی(کمتر از 100 متر) مناطق مسکونی اصابت کرده اند . به گفته ی منابع عراقی 14 نفر در این حمله کشته شده اند. وزارت دفاع انگلیس اعلام کرد که این حادثه را در دست بررسی دارد.

از سوی دیگرپیاده شدن نیروها در شمال عراق همچنان ادامه دارد. به نظر می رسد هدف از این نقل و انتقالات ، مهیا سازی زمینه ی حمله به بغداد از جبهه ی شمال باشد. تا پایان روز هفتم به گزارش سی ان ان تعداد کشته شدگان انگلیسی بیست نفر( 6نفردر جریان جنگ و 14 نفردر حوادث حاشیه ای) و آمرکایی بیست و سه نفر ( 15 نفر در جریان جنگ و 8 نفردر حوادث حاشیه ای) و نیز تعداد اسرا 7 آمریکایی بوده است. یک مقام آمریکایی سه شنبه تعداد اسرا عراقی را بیش از 3500نفر اعلام کرده بود.

گِرهِ روز یکشنبه که ناشی از مقاومت سخت نیروهای عراقی در جنوب بود ونیز سکون و رکود حرکت نیروهای زمینی در روز دوشنبه در اثر طوفان شدید شن ، در روز هفتم جنگ کمتر اثرگذار بود. نزدیک شدن نیروهای متحد به بغداد، تشکیل جبهه ی شمالی و فتح نسبی ناصریه ونیز تنگ شدن حلقه محاصره ی بصره ، کار را بر نیروهای عراقی سخت و سخت تر خواهد کرد.

…تنها می ماند همان سوالی که از آغاز این جنگ در سر داشتم ، و آن اینکه برگ برنده صدام چه خواهد بود ؟ آیا اصلا چنین برگی در کار هست یانه؟واینکه او چگونه این بازی را تمام خواهد کرد؟

تعطیل شدن رسانه های نوشتاری به دلیل تعطیلات همانقدر مسخره و بی معنی ست که رادیو یا تلویزیونی در روزهای تعطیل ، فعالیت خود را متوقف کند. فکر نمی کنم در هیچ کجای دنیا کشوری وجود داشته باشد که بیش از 17 روز – آن هم در شرایطی بدین حساسیت- هیچ روزنامه ای -جز یکی آن هم وابسته به دولت و در چهار صفحه که در واقع “هیچ” است- در آن منتشر نشود. همه ی این ها قبل از آن که به شرایط کاری، امکانات فنی و اقتصادی برگردد ، بیشتر به نا آزموده بودن و عدم وجود تعهد حرفه ای و احساس مسئولیت ژورنالیستی درجامعه روزنامه نگاران ایرانی برمیگردد که از آنها جمعی بی تفاوت ، تنبل ساخته است . جمعی که جایی روزنامه نگاری نیاموخته اند و زیر سقف مکانی جمع شده اند که هدف اصلی اش اطلاع رسانی نیست. حداکثر قرار است سکوی پرش عده ای باشد و بعد جای خالی حزب راپر کند ونیزبارحضور سیاسی گروهی را به دوش بکشد و بعد اگر وقت شد به تعهدات حرفه ای خویش هم عمل نماید . از چنین جمعی بیش از این نمی توان انتظار داشت.

RSS پیوند‌های روزانه

وردپرس فارسی