You are currently browsing the monthly archive for ژانویه 2003.

نظرم بر این بود که وقتی در نقل قول مطلبی ، از این علامت[..] استفاده می شود به این معنا ست که بخشی آگاهانه و به دلیلی – خلاصه نمودن مطلب یا هر دلیل دیگر – حذف شده است و حمل بر تحریف نخواهد شد . چنان که در مورد این نوشته زیبای آقای موحد صورت گرفت که برایم بسیار جالب بود ولی با بخشی از آن مشکل داشتم. اما گویا اشتباه میکردم و به جای اینکه نظرم در مورد نوشته ای را اینگونه بیان کنم ، می باید ضمن نقل کامل ، به بیان صریح نظرم می پرداختم.

به هر حال ببخشید خلبان جان! قصد و غرض خاصی در میان نبود.

انجمن قلم را که حال می کنید:

حمیدی سبزواری ( شاعر عظیم الشان ) ، علي رضا نوری زاد ( نویسنده کیهان و کارگردان سریال مزخرف ِپروانه ها می نویسند)، شهریار زرشناس ( نویسنده ثابت هفته نامه صبح ، یالثارات الحسین )، آقای رهگزر( آقای قصه ظهر جمعه و کاندیدای جناح راست برای مجلس ششم)…

لیلا:

All revolutions devour their children , But what is happening in Iran Is tantamount

to self-mutilation.

ترناس هزار روز است می انديشم که چگونه ممکن است انقلاب فرزندانش را ببلعد؟هزار روز است می انديشم که ديوارها چگونه تو را در خود محبوس کرده اند؟هزار روز است که دژخيمان از شر تو راحتند و آسوده سر به بالين کثيفشان ميگذارند.هزار روز است که خانواده ات در انتظار آزادی تو قلبشان چون سير و سرکه ميجوشد و خم به ابرو نمی آورند.هزار روز است که نوشتهايت را بارها و بارها ميخوانيم و لحظه هايی را به تو فکر ميکنيم به شجاعتتبه عشق به آزاديتبه آرمانخواهيتبه مانيفست جمهوری خواهيتهزار روز…تو آزادیآزادتر از روزی که آزاد بودیتو در قلب يکايک ما جای داری و جای خواهی داشت.تو آزادی و دمکراسی را به ما آموختی و اينک دژخيم بداند که تو در وجود يکايک ما زنده ای و آزادی و دمکراسی را فرياد ميکشی.خوابشان آشفته باد.

دمیورژ:

علی را پدیده‌یِ منحصر به‌فردی یافتم. علی؛ اقتدارگرایِ اقتدارستیز، سرشار از خشم و مهر. [...]. موجودِ عجیبی که خیلی زود شکست خورد. علی هرگز شبیهِ محمد نبود گرچه تا سایه‌یِ محمد بر او سنگینی می‌کرد در سکوت به‌سر برد. علی موسایِ کوچکی بود که زمانه در هم شکست‌َش. علی فرزندِ خلفِ مرگ بود.

اگر امروز حيات نو و بهار و نوروز را به محاق توقيف برده ايد و روز نو ملت را تبديل به خزان و خانه مان را ويران كرده ايد و آزاديخواهانمان را در قفس، فردا روز كه نوروز ايران فرا رسد و ملت حياتي نو گيرد و بهارش رسد ، آنگاه خزان شما را به پايكوبي خواهد نشست.

[+]

این روز ها جسته و گریخته از لیست انتخاباتی گروهای اصلاح طلب و به خصوص مشارکت در انتخابات شورا ، سخن به میان آمده است. قرار گرفتن برخی نام ها چون زهره آقاجری-خواهر هاشم آقاجری- و نیز خبری که چندی پیش متنشر شده بود مبنی بردعوت از همسران و اقوام روزنامه نگاران در بند برای نام نویسی ، حکایت ازسیاست مشارکت برای تقویت جو احساسی فضای انتخابات دارد. هرچند معتقدم تاکید بر چنین ابزاری برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای ، منجر به انتخابی سلبی به جای انتخاب اثباتی شده و چندان برای روند گسترش آگاهی سیاسی -اجتماعی مفید نخواهد بود اما برای پیش برد استراتژی امتیاز گیری و فرستادن پالس های هشدار دهنده برای حاکمیت- چونان که در انتخابات بهمن 78 مد نظر بود و البته در برخی حوزه های عقیم ماند و در بعضی موارد نتیجه بخش شد- می تواند همچنان توجیه پذیر باشد.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری ، طرح بحث رفراندم و نیز نوع تبلیغات مشارکت و حتی سود جستن از فیلم فیزیوتراپی حجاریان ، نیز منجر به همین بحث شده بود که آیا می توان برای گرفتن رای بر امواج احساسی سوار شد و جوی پوپولیستی راه انداخت یا نه؟-بحثی که بعد ها توسط خود حجاریان نیز مطرح شد -.به گمان من پاسخ به چنین سوالی را باید به دو بخش تقسیم نمود :

یک طرف ماجرا به ماهیت ذاتی دمکراسی و انتخابات دمکراتیک بازمی گردد. انتخابات چیزی جز تلاش برای کسب اکثریت آرا نیست و بلقوه اتخاذ هر روشی تا انجا که حقوق دیگر نامزد ها خدشه ای وارد نیاورد مجاز می شمارد. از سوی دیگر کسب حداکثر آرا جز با راه انداختن موجی وسیع و پرقدرت حاصل نخواهد شد این خود مستلزم به کار گیری روش هایی ست که منجر به جوی مهیج و احساسی گردد. شاید بتوان این مساله را آفت دمکراسی نامید چرا که رای را به تابعی از توان رسانه ای و تبلیغاتی طرف های حاضر مبدل می سازد ولی از آنجا الگوی بدیلی جایگزینش نمی توان کرد چاره ای جز تن دادن به ان متصورنیست . همین جاست که برخی از علم انتخابات سخن به میان می آوررند.

سوی دیگر قضیه شرایط سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی ست که هموراه بستری مهیا برای تشکیل و راه اندازی چنین امواجی دارد.

پرداختن به این بخش ، به همراه تجربه انتخابات شورا ها در رشت که بی ارتباط با موضوع بحث ما نیست را به وقتی دیگر موکول می کنم.

متفاوت انگاری و متفاوت نویسی ، گویا مد روز روشنفکر های جوان امروزی ست.

خلاف جهت آب شنا کردن و متمایز شدن ، تبدیل به ابزاری برای خود نمایی و بزرگنمایی شخصیت های کوچکی ست که جز با توسل به چنین روش هایی اعتبار و احترام یک شبه را صاحب نخواهند شد.

چه بامزه است وقتی آدمی مثل حاج شیخ صادق خلخالی هر شب برای ادای نماز مغرب و عشا در بيت منتظری حضور يابدو با دانشجویان گفتگو کند.

شورا نگهبان با توجه به اينكه بر حسب گزارش كارشناسان معتمد از داخل و خارج وزارت پست و تلگراف و تلفن از لحاظ فني همزمان امكان پالايش و تفكيك موارد فساد و مضر به اسلام، اخلاق، فرهنگ و امنيت وجود ندارد طرح مربوط به دريافت از طريق ماهواره را رد کرد!

آحه یکی نیست بگه آقا جان! حالا این چنین دستگاهی وجود داره یا نداره ، به تو چه؟ ، اصلا مگه تو طراحی ، متخصص مخابراتی، مهندسی؟! کاره تو چه ربطی به شدنی یا ناشدنی بودن موضوع طرح داره آخه؟

RSS پیوند‌های روزانه

وردپرس فارسی